دنيايعجيبي است کسي که تو را دوست دارد تو. دوستش نداري و کسي که تو دوستش دارياو تو را دوست ندارد وکسي را هم که تو دوستش داري و او نيز تو را دوستدارد به رسم دين و آيين به هم نميرسيد دکتر علي شريعتي.........
به نام حق به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ...
به نام آنکه کلمه را آفرید و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم
از او بگويم.
توبه من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غصب آلودبه من کرد نگاه. سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالها هست که در گوش من آرام ، آرام خش خش گام تو تکرار کنان ، می دهد آزارم. و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا ، خانه کوچک ما سیب نداشت. ( حمید مصدق )