تبليغاتX
(( صدای پای آب ))

(( صدای پای آب ))


 

 

 

جمعه ششم دی 1387

یاد احساس بخیر

 

یاد احساس بخیر

یاد آن غنچه زیبا بخیر

یاد حس بیگناهی ها بخیر

یاد آن گذرگاه پر از عطر گل یاس بخیر

ای حقیقت سبز برایم وهم سبز نباش .......

نوشته شده در  ساعت 16:1  توسط عارف  | 


درباره ي من

جاده ها با خاطره ی قدمهای تو بیدار می مانند

که روز را پیشباز می رفتی هر چند سپیده تو را از آن

پیشتر دمید که خروسان بانگ سحر کنند.........


به نام حق به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ...

به نام آنکه کلمه را آفرید و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم

از او بگويم.



توبه من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غصب آلودبه من کرد نگاه. سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالها هست که در گوش من آرام ، آرام خش خش گام تو تکرار کنان ، می دهد آزارم. و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا ، خانه کوچک ما سیب نداشت. ( حمید مصدق )
 

پست الکترونيک

نوشته هاي سابق

مرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387

موضوع مطالب
لينک دوستان

s-1
s-2
s-3
s-4
نوشته هاي زيبا

قالب از

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين