تبليغاتX
(( صدای پای آب ))

(( صدای پای آب ))


 

 

 

پنجشنبه هشتم مرداد 1388

تا آفتابی دیگر

تا آفتابی دیگر

رهروان خسته را احساس خواهم داد
ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت
نورهای تازه ای در چشم های مات خواهم ریخت
لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد
سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد
چشم ها را باز خواهم کرد
خواب ها را در حقیقت روح خواهم داد
دیده ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند
نغمه ها را در زبان چشم خواهم کاشت
گوش ها را باز خواهم کرد
آفتاب دیگری در آسمان لحظه خواهم کاشت
لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد

سوی خورشیدی دگر پرواز خواهم کرد

                                                          خسرو گلسرخی

نوشته شده در  ساعت 14:19  توسط عارف  | 


درباره ي من

جاده ها با خاطره ی قدمهای تو بیدار می مانند

که روز را پیشباز می رفتی هر چند سپیده تو را از آن

پیشتر دمید که خروسان بانگ سحر کنند.........


به نام حق به نام آنكه دوستي را آفريد، عشق را ، رنگ را ...

به نام آنکه کلمه را آفرید و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه ميخواستم

از او بگويم.



توبه من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غصب آلودبه من کرد نگاه. سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک و تو رفتی و هنوز سالها هست که در گوش من آرام ، آرام خش خش گام تو تکرار کنان ، می دهد آزارم. و من اندیشه کنان غرق این پندارم که چرا ، خانه کوچک ما سیب نداشت. ( حمید مصدق )
 

پست الکترونيک

نوشته هاي سابق

مرداد 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387

موضوع مطالب
لينک دوستان

s-1
s-2
s-3
s-4
نوشته هاي زيبا

قالب از

www.TakTemp.Com
عسل ح - نازنين